وقایع البیمارستانیه

اندر احوالات سمیولوژی عملی :

بیمارستان رازی ،بخش اعصاب                                   

ادامه نوشته

یه سوزن به خودمون!

هشدار: خواندن این مطلب به افراد بی جنبه و کم ظرفیت، اعم از مذهبی و غیرمذهبی توصیه نمیگردد.

عوارض جانبی :

در افراد مذهبی کم ظرفیت در صورت خواندن مطلب و درک ناصحیح آن، حالتهای عصبانیت، ناراحتی ،بر افروختگی،پرخاشگری و در دوز های بالا توبیخ کردن نویسنده مشاهده خواهد شد.

در افراد غیرمذهبی کم ظرفیت ،احتمال abuse شدن مطلب و تعمیم دادن آن به همه مشاهده خواهد شد.

ادامه نوشته

تاریخ تکرار میشود؟

اون روز تو اخبار شنیدم ،

 یه کشیش تو آفریقای جنوبی ، خوردن علف تازه رو بعنوان راهی برای رسیدن به خدا به پیروانش توصیه میکنه .

طرفدارایی که دورش رو گرفته بودند، کم نبودند.

 یه لحظه اون صحنه ای که (عذر میخوام)  همه مثل احشام تو خوردن علف از هم سبقت میگرفتند رو دیدم، دلم براشون سوخت.

فکر کنم تو عالم خودشون داشتن به عبارت "فاستبقوا الخیرات "عمل میکردند.

حالا به نظرتون تقصیر کیه؟

مقصراون کشیشی هست که از تریبونی که در اختیار داره به نحو احسن، سو استفاده کرده.

تقصیر طرفداراشن که تعقل نکردن در مورد راه های رسیدن به قرب الهی !

تقصیر ما مسلموناست که نتونستیم دین محمد (ص) رو به مردم عالم معرفی کنیم.

پ ن ۱: اسم کشیش فوق الذکر "لسگو دانیل" هست ؛غلط نکنم از فامیلای نزدیک سامری زمان حضرت موسی بوده.

پ ن ۲: تا حالا دقت کردین تاریخ در اکثر مواقع تکرار میشه!

 شاید بخاطر همین مسئله هست که انسان رو به تفکر در مورد گذشتگان توصیه میکنند .

خداییش هر وقت ماجرای گوساله سامریو میخوندم با خودم میگفتم؛ عجب اینا آی کیو پایین بودن ! فکر نمیکردم تو 2014 هم از این مدل اتفاقا بیفته.

پ ن۳:نمیدونم چرا یه لحظه این سوال به ذهنم رسید که اگر قرار بر تکرار تاریخ باشه، احتمال داره ماجرای غدیر وحوادث بعد از اون، به نوع دیگری دوباره اتفاق بیفته؟؟؟

یه سوزن به خودمون!

قبل نوشت: چون اخبار واصله حاکی از اون هست که عده ای از دوستان حوصله خوندن ادامه مطلب رو ندارند و فقط چند خط اول رو میخونند؛بنابراین کل مطلب در ادامه مطلب گنجانده شده است.
ادامه نوشته

آخرالزمان و فتنه های ریزش دهنده

هرچه قدر تواینترنت گشتم که مطلب کوتاه و تاثیر گذاری از حادثه عظیم 9 دی پیداکنم، چیزی گیرم نیومد .یعنی مطلب زیاده ولی متاسفانه حوصله های ما کمه واسه خوندن مطالب طولانی!

ولی یادمه یکی از بزرگان در تحلیل فتنه های آخرالزمان و همین فتنه 88، ازحضرت امیر روایت جالبی نقل میکردند با این مفهوم که:

در آخر الزمان شیعیان ما این طور می شوند، همانند یک انبار آرد یا گندم یا جو که این انبار را آفت بزند؛ صاحب انبار این ها را بیرون می آورد و آن قسمت هایش را که آفت زده دور می ریزد و بقیه را داخل انبار قرار می دهد و این کار آنقدر ادامه پیدا می کند ،تا جایی که به اندازه چند لقمه غذا بیشتر از آن باقی نمی ماند.

ادامه نوشته

اطلاعیه

دوستان وبلاگی سلام!

به پایان رسیدن فرجه فارما و متعاقبا امتحان نفس گیر فارماکولوژی رو( که بسیار هم وحشت انگیزناک بود وکم مونده بود کار ما رو به استعمال اسپری سالبوتامول بکشونه) اول از همه به خودم و همه ورودی89 وسپس مدیریت محترم وبلاگ و همه وبلاگیان بصیر تبریک میگم.

ادامه نوشته

سريال‌هاي تلویزیون چه‌ سرنوشتي پيدامي‌كنند؟

حتما شما هم شنيده‌ايد اين لطيفه را:

از يك بنده خدايي مي پرسند شلوارهاي تو چه سرنوشتي دارند؟ طرف جواب مي‌دهد اول شلوار است، بعد مي‌شود شلوارك، بعد مي‌شود دم كني ! بعد دستمال گردگيري و بعد... . خلاصه طرف انقدر پيش مي‌رود تا مي‌رسد به نخ دندان!

حالا حكايت سريال‌هاي تلويزيوني در مملكت ما هم چيزي است در همين مايه ها. قبول نداريد؟ پس ادامه مطلب را بخوانيد...

ادامه نوشته

یه سوزن به خودمون!

سکانس اول:

یادمه وقتی بچه بودم و تازه داشتم مراحل یادگیری و تشخیص دست راست از چپ رو میگذروندم، هر وقت تو تلوزیون احیانا صحنه هایی از نماز جمعه تهران یا دیدار رهبری رو نشون میدادند و میدیدم مردم یک صدا شعار میدن " ما اهل کوفه نیستیم ،علی تنها بماند" همیشه یه علامت تعجب بزرگ تو ذهنم ایجاد میشد که منظورشون از دادن این شعار چیه؟

 

بعد با خودم اینطور حلاجی میکردم که :احتمالا چون حضرت علی اهل وساکن کوفه بوده (یاد شرح حال گرفتن بخیر!) ولی حالا ما چون ایرانی هستیم و اهل کوفه نیستیم اصولا علی به ما ربطی نداره و باید تنها بمونه.(تحلیل رو حال کردید!)

یه کم که بزرگتر شدم واحتمالا شکنج های مغزم عمیقترشد، با خودم گفتم نه آقا(خانم) !اینا چرا باید این حرفو بزنند آخه زشت نیست؟! تو مهدکودک بهمون گفتن حضرت علی آدم خوبیه.چرا ما باید آدم خوبو تنها بذاریم؟ احتمالا اینا اشتباه میگن!

(یعنی اپسیلونی هم به ذهنم خطور نمیکرد که آخه بچه ! شاید تو نمی فهمی و اینا راست میگن،ظاهرا اون موقع درجه اعتماد به نفسم بالا بوده!)

البته بنده در دوران طفولیت از این دست پرسشهای فیلسوفانه ،زیاد تو مغزم پرورش میدادم . بازیادمه 7 – 8 ساله بودم که کتاب داستان راستان شهید مطهری تو خونه دم دست بود که بنده ، مِن باب نمایش در مقابل پدر ومادر، که یعنی بـــــــــــلـــه ! ماهم بلدیم بخونیم( و هرچی سطح فکری کتاب بالاتر، نمایش من باشکوهتر!) وانمود میکردم به مطالعه و فهم عمیق کتاب.

در این اثنا برای اولین بار چشمم خورد به عبارت "پیامبر اکرم (ص)."

حالا یه چند روزی هم در گیری ذهنی جدید پیدا کرده بودم که آخه چرا؟

مگه پیامبر مرد نبوده ، چرا اسم زنونه روش گذاشتن!؟

نمیدونم از غرور بود یا چی که ، معمولا جوابارم زود از بزرگتری نمی پرسیدم فکر میکردم باید حتما خودم یه دلیل براشون پیدا کنم .ولی سر اون قضیه "علی تنها بماند" دیگه هیچ جوره نتونستم هضمش کنم .لاجرم کله شقی رو کنار گذاشتم و به پدر متوسل شدم... .

پی نوشت:

از اونجاییکه این نوشته یه کم طولانیه و ماشاالله کسی حوصله خوندن متن طولانیو نداره و از طرفی نویسنده در فرجه رعب آور فارماکولوژی به سر می بره ؛ فلذا تصمیم بر آن شد که مطلب مذکور قسمت بندی بشه ؛در نتیجه به عدم تطابق عنوان با متن و بی هدف بودن مطلب معترض  نشید.هرچند که الانم به خودی خود، در لایه های عمیق و پنهان متن پیامی نهفته ست که هر موقع پرتقال فروش پیداشد ،اونم پیدا میشه.