یک پست متفاوت! نماد علم پزشکی...

نماد این علم: Caduceus یا عصای چاووش ه

عصای بالداری با مار در هم پیچیده

ولی این عصا مال کیه؟؟

عصای جادوی موسی؟ عصای بقراط؟ لقمان؟ابوریحان؟اسکلپیوس؟هرمس؟ جالینوس؟

 مار چی؟ دوست دیرین آدم؟ پادزهر ساز و زهر ساز ؟ نماد زیرکی و هوش؟ بیرون کننده نسل بشر از آسمان؟

خب نظر شما چیه؟!

در ویکی پدیا آمده: 

عصای چاووش هرمس  عصایی است که از دو مار در هم تنیده تشکیل شده است. این نماد باستانی برای قرن‌ها نمایانگر علوم سری بوده است . عصای چاووش به گونه‌ای مبهم نماد فعالیت چاکراها (هفت مرکز انرژی در بدن بر اساس پزشکی سنتی هندی و یوگا) از ابتدای ستون فقرات تا غده صنوبری با استفاده از قدرت مارپیچ (بنابراین، مارگونه) یا بصیرت روحانی است.

هرمس را چوبدستی یا عصایی است ( که در روایتی از طلا و آن را از آپولو به پاداش می گیرد. در بالای این عصا دو بال و دو مار به هم پیچیده در دو جانب عصا قرار دارند. ) و افسون‌های خود را به یاری این عصا جاری می سازد. این عصا در کارهای مختلف هرمس و از آن شمار در سایکوپومپوس با راهنمای ارواح به جهان زیرین کاربرد دارد. هرمس پیامبر زئوس و خدایان و در این کار عصای رسالت را در دست دارد.[۱]

منابع:

  1. پرش به بالا اساطیر یونان، نشر اساطیر، جان پین سنت، باجلان فرخی


ادامه در ادامه مطلب!!

ادامه نوشته

این است حقوق بشر... «برده داری مدرن» به سبک فروشگاههای اسرائیل (همراه تصاویر +18)

درحالی که فروشگاهها لباس های تن مانکن را برای
 فروش در ویترین با برچسب قیمت به معرض نمایش می گذارند در اسراییل اخیرا 
زنانی که از کشورهای مختلف قاچاق شده اند با برچسب قیمت برای تن فروشی
 در ویترین به نمایش گذاشته شده اند.
به نوشته این روزنامه، در ویترین فروشگاهی در " مرکز خرید دیزین گوف" در تل اویو پایتخت اسراییل
 تابلویی نصب شده که بر روی آن نوشته شده است "زنان برای فروش بر حسب سلیقه شخصی.
در این فروشگاه، هفت زن جوان با حالتی زننده درحالیکه بر روی آنها اتیکت قیمت زده شده است،
 در ویترین به نمایش گذاشته شده اند که نظر هر عابر پیاده ای را به خود جلب می کنند.
به نوشته قدسنا عابران در گفتگو با رسانه های اسراییلی گفته اند که ما ابتدا فکر می کردیم
 این زنان مانکنهای چوبی هستند که برای نمایش لباسها در ویترین قرار گرفته اند اما با جابجا 
شدن و پلک زدن آنها فهمیدیم که اینها انسان هستند....

(لطفا به ادامه مطلب و یا لینک های مرجع زیر مراجعه کنید)

ادامه نوشته

جنگ نرم چی چی هست؟؟!

جــــنــــگـــــــــ  نـــــــــرم . . .
جنگ نرم

جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی است. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی و در علوم سیاسی از واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیرا به واژه انقلاب رنگین برای تبیین این اصطلاح  استفاده می‌شود.

گاهی به جای جنگ از واژه های تهدید یا قدرت نیز استفاده می شود، ولی در نهایت هر دوبه یک مفهوم ختم می شوند. نظریه جنگ نرم طی دهه های اخیر وارد ادبیات سیاسی شده است و "ژوزف نای" از اندیشمندان معاصر معتقد است، مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر "اجبار" و مبنای قدرت نرم بر "اقناع" است، او برخلاف بعضی از صاحب نظران، اقتصاد و دیپلماسی را در زیرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام می‌ برد.

در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترک تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی است. اما از آنجا که در مورد گستردگی و حوزه فعالیت هر کدام اتفاق نظر وجود ندارد؛ اشاره کوتاهی به هر کدام از واژه های مذکور و سابقه تاریخی آنها خواهیم داشت.

مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر "اجبار" و مبنای قدرت نرم بر "اقناع" است

ادامه نوشته

مهم: ارزش آبروی مومن در قرآن و احادیث

بسم الله الرحمن الرحیم

قرآن کريم مومنان را ازهرگونه قضاوت درباره ديگران بدون علم و آگاهي ممنوع کرده است، چنان که فرمود:« ولاتقفُ ما ليس لک به علمُ انّ السّمع و البَصرَ والفؤاد کلّ اولئک کان عنهُ مسئولاً»[1] چيزي را که به آن علم و آگاهي نداري دنبال مکن زيرا گوش و چشم و دل ، همه در پيشگاه خداي متعال مورد سوال خواهد گرفت.


بعضي چيزها بسيار گران به دست مي آيند، ولي بسيار ارزان از دست مي روند. شايد نتوان باور کرد که پس از ايمان، چيزي گران تر از آبروي مسلمان وجود ندارد. آبروي يک فرد محصول يک عمر زندگي ، تلاش و سختي است که ممکن است در يک لحظه از دست برود، بنابراين گناهي نيز بالاتر و بزرگ تر از ريختن آبروي مسلمان وجود ندارد.

اسلام عزيز آبروي مسلمان را بسيار ارزشمند و والا مي داند وريختن آن را بسيار خطرناک و گناهي بسيار بزرگ بر شمرده است. گناهي که به آبروريزي منجر شود، مانند: غيبت، تهمت، شايعه پراکني و... از گناهان کبيره اي است که به آساني آمرزيده نمي شود. متأسفانه درجامعه ما چزي که نزد بعضي ها ارزش ندارد، همين آبروي مسلمان است که آن را خيلي راحت، مورد تاخت و تاز قرار مي دهند وخود وديگران را گرفتار عذاب الهي مي کنند.

امام صادق عليه السلام فرمودند:« المؤمنُ اعظمُ حرمه من الکعبه» [2]حرمت مومن از حرمت کعبه بالاتر است.

مقدس ترين سرزمين کعبه مکرمه(قبله گاه مسلمانان و نماز گزاران) است، به گونه اي که بدون توجه به آن نماز باطل است وحيواني که به آن سو ذبح نشود، حرام است. تکريم و احترام کعبه بر همه واحب و اهانت به آن، حرام وگناه بسيار بزرگي است. هر کس نسبت به آن قصد سوء داشته باشد(مانندابرهه) با لشکر شکست ناپذير « طير ابابيل» رو به رو خواهد شد، ولي مومن بالاتر از کعبه قرار دارد. به گفته امام صادق عليه السلام مومن از کعبه عزيزتر و محترم تر و حتي حرمتش از آن بالاتر است، بنابراين همان طور که تخيب واهانت به کعبه حرام است تخريب چهره مومن و اهانت به او نيز حرام است.

به راستي چه کسي به خود جرأت مي دهد کعبه را خراب يا به آن اهانت کند؟ آيا جز جباراني مانند يزيد که حکم تخريب وآتش زدن کعبه را صادر کرد، کسي چنين جسارتي را دارد؟ پس چگونه است که باوجود بالاتر بودن حرمت مومن از حرمت کعبه به آساني مورد توهين، تخريب و جسارت قرار مي گيرد و آبروي مسلمان به سادگي ريخته مي شود؟

شکي نيست که اگر مسلماني ترور شخصيت شود و از نظر اجتماعي ساقط گردد، اين حالت از هزار بار کشتن او بدتر است وچنين شخصي مصداق اين آيه شريفه است:

« من قتل نفساً بغيرِ نفسٍ او فسادٍ في الأرض فکأنّما قتلَ الناس جميعاً ...» [3]هر کس فردي را بکشد، چنان است که گويا تمام بشر را به قتل رسانده است(بدون شک کشتن يا ترور شخصيت از ترور وکشتن شخص بالاتر است)

رسول خدا صلي الله عليه وآله فرمودند:« المومنُ حرامُ کلّه عرضهُ و مسالُهُ ودمُهُ »مومن همه چيزش، آبروي او مال او وخون او حرام(محترم) است.

روزي آن حضرت به کعبه نگاه کردند وفرمودند: « اي کعبه! خوشا به حال تو، خداوند چقدر تورا بزرگ و حرمتت را گرامي داشته است! به خدا قسم حرمت مومن از تو بيشتر است، زيرا خداوند تنها يک چيز را از تو حرام کرده، ولي ازمومن سه چيز راحرام کرده است: مال، جان وآبرو تا کسي به او گمان بد نبرد.[4]

[1] . سوره اسراء ، آيه 36/

[2] . خصال، ص27/

[3] . سوره مائده، آيه 32

[4] . بحار الانوار، ج 64، ص71/ 

تو با همه فرق داری، تو زیرکی و مومن. (این را شیطان در گوشم گفت!...)

ادامه نوشته

قرآن درمانی برای تقویت حافظه

امام صادق (ع) فرمود:اگر کسی سوره «یس» را بر زعفران وگلاب هفت بار بنویسد وبشوید ودر هفت روز بخورد، هر چه یاد گیرد وبا هرکسی خصومت و دشمنی داشته باشد،پیروز می گردد و در چشم مردم ،بزرگ به نظر می آید.

اگر کسی آیات 52 و53 «سوره شوری» را بر ظرف پاک سفید بنویسد وبه زعفران وگلاب وعسل (که آتش به او نرسیده باشد)بشوید وبعداز نماز صبح روز جمعه سه جرعه از آن آب در سه دفعه بخورد ودر هنگام نوشیدن نیت حافظه و ادراک نماید،مطلوب او حاصل گردد.

پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود:اگر کسی سوره«اعلی» را بنویسد وبا خود داشته باشد،ذهن او روشن وصاف می شود و حافظه اش قوی وزیاد می گردد.

امام صادق (ع) فرمود:اگر کسی سوره« حاقه » را بنویسد وبشوید وبه کودک شیر خوار دهد، اوصاحب ذهن وحافظه وفطانت(تیزهوشی) می گردد.

هر کسی سه روز روزه بدارد که اولش پنج شنبه اول ماه باشد وآیات 51 تا 55 سوره «قصص» را در ظرف آبگینه بنویسد وبا آب باران بشویدو هر روز پیش از طلوع آفتاب قدری از ان اب بنوشد، حافظه اش تقویت وقوی می شود و در سختی های قیق علوم نیک فهم خواهد شد وینابیع(چشمه های) حکمت بر دلش خواهد نشست وجاری می گردد.

هرکس دوآیه 131 و132 سوره«طه» را بنویسد وبا خود داشته باشد اگر فراموشکارباشد حافظه اش زیاد خواهد شد وفراموشی از او زایل می گردد.

شب یلدای زینب..

نبود شبی زشبها

   که رسد به گرد پایٍ

       شب ِبی حسین زینب...

من انقلابی ام

من انقلابی ام
ایستاده بر «پیچ بزرگ تاریخ»
و با انگشت اشاره ای جهان را به «میدان التحریر» تبدیل می کنم

من انقلابی ام
مادر هفتاد و هفت ساله «ابراهیم باروود»
بیست و هفت سال است
بر دروازه غزه در انتظار فرزندم نشسته ام
مذاکره کرده ام با تنها پسرم که برای آزادی اش با هیچ شیطانی مذاکره نکنم...

ادامه نوشته

همه‌ی یلدا بهانه است…


yalda

 


گویند نیست از شب یلدا درازتر
پیداست شام غریبان ندیده‌ اند

چه کسی راست میگوید؟


افسران - آیا شما می توانید به این سوال سخت پاسخ دهید؟!

فرمون دست کیه؟!


افسران - فرمون دست کیه

نظر شما چیست؟

خاطره ای عجیب و افتخار آمیز

دستور آزادی زندانی خطرناک از سوی رهبر انقلاب . . .

                                

                              به ادامه ی مطلب بروید !

ادامه نوشته

سريال‌هاي تلویزیون چه‌ سرنوشتي پيدامي‌كنند؟

حتما شما هم شنيده‌ايد اين لطيفه را:

از يك بنده خدايي مي پرسند شلوارهاي تو چه سرنوشتي دارند؟ طرف جواب مي‌دهد اول شلوار است، بعد مي‌شود شلوارك، بعد مي‌شود دم كني ! بعد دستمال گردگيري و بعد... . خلاصه طرف انقدر پيش مي‌رود تا مي‌رسد به نخ دندان!

حالا حكايت سريال‌هاي تلويزيوني در مملكت ما هم چيزي است در همين مايه ها. قبول نداريد؟ پس ادامه مطلب را بخوانيد...

ادامه نوشته

به تماشا سوگند و به آغاز کلام...

سلام

             اسم خدا ست


و من سر به هوا هستم.

مرا به خاطر سر به هوا بودنم سرزنش نکن...

سر به هوا که باشی در آسمان سیر می کنی..آسمان جولانگه توست..

و من خسته ام از این آدمهای سر به زیری که بوی خاک گرفته اند..بوی ماندن ..بوی تعلق به این جیفه ی بی مقدار

در آسمان که سیر کنی همسایه ی ماه می شوی و ستاره..می شوی همسایه ی خورشید..

                               و من هیچگاه نفهمیدم ماه برتر است یا خورشید؟؟


اهل آسمان همگی تجلی نورند.."نورٌ علی نور" اند..

نمی دانم مگر آدم سر به زیر جز زمین را می شناسد؟ و زمین جای من نبود و از بد حادثه تبعیدگاه من گردید..اما آسمان،نصیب بی رقیب من است و من هیچگاه نفهمیدم ماه برتر است یا خورشید؟

 شیر سلطان جنگل زمین است وآسمان سلطان ندارد.در آسمان همه آیه اند و سوره..خواه "القمر" باشی خواه "الشمس"..خواه "اللیل" باش   خواه "والضحی"..خواه "النجم" باشی یا "الرعد" یا "الفلق"...آدم های سر به زیرند که دنبال سلطه اند.اهالی آسمان همه آیه اند.. آیه هایی که دستت را می گیرند و بالایت می کشند..آیه هایی که پر پروازت می شوند.

اوج جمال ماه در تمامیت آن است.آن وقت که تمام رویش انعکاس خورشید است وکمال جمال خورشید آن وقتی است که ازتخت شکوه و جلالش پایین تر آمده مهربان  میشود با چشمان تو.طلوع یا غروب فرقی نمی کند.

سر به زیر نیستم این پایین ها خبری نیست.هرچه هست آن بالاست

                             سر به هوا که باشی.....

 

به مناسبت روز وحدت حوزه و دانشگاه

شهيد آيت‌الله دکتر محمد مفتح در سال 1307، در خانواده‌اي روحاني در همدان متولد شد. پس از فراگيري مقدمات، راهي قم شد و در محضر بزرگاني چون امام خميني، علامه طباطبايي و .. استفاده نموده و خود مدرسي بزرگ در حوزه گرديد.ايشان در حاليکه استادي بزرگ در قم بودند، پا به عرصه دانشگاه گذاشته و تا درجه دکترا ادامه تحصيل دادند.

ادامه نوشته

تمثیلی زیبا در عظمت عرفان حضرت زینب: «ما رأیت الا جمیلا»

اصل این تمثیل را از استاد سید هادی عظیمی حفظه الله است که با برداشت آزاد، بازنویسی شده است :

فرض کنید که یک نفر برود نزد بزرگترین دانشمند هسته ای جهان و بگوید:

  جناب پرفسور! ما هیچ پولی نداریم که به تو بدهیم!

-        خوب! فرمایش!

جناب! می خواستم کل باقی مانده عمرت را روزی چندین ساعت برای آموزش یک گروه بذاری!

ادامه نوشته

یه سوزن به خودمون!

سکانس اول:

یادمه وقتی بچه بودم و تازه داشتم مراحل یادگیری و تشخیص دست راست از چپ رو میگذروندم، هر وقت تو تلوزیون احیانا صحنه هایی از نماز جمعه تهران یا دیدار رهبری رو نشون میدادند و میدیدم مردم یک صدا شعار میدن " ما اهل کوفه نیستیم ،علی تنها بماند" همیشه یه علامت تعجب بزرگ تو ذهنم ایجاد میشد که منظورشون از دادن این شعار چیه؟

 

بعد با خودم اینطور حلاجی میکردم که :احتمالا چون حضرت علی اهل وساکن کوفه بوده (یاد شرح حال گرفتن بخیر!) ولی حالا ما چون ایرانی هستیم و اهل کوفه نیستیم اصولا علی به ما ربطی نداره و باید تنها بمونه.(تحلیل رو حال کردید!)

یه کم که بزرگتر شدم واحتمالا شکنج های مغزم عمیقترشد، با خودم گفتم نه آقا(خانم) !اینا چرا باید این حرفو بزنند آخه زشت نیست؟! تو مهدکودک بهمون گفتن حضرت علی آدم خوبیه.چرا ما باید آدم خوبو تنها بذاریم؟ احتمالا اینا اشتباه میگن!

(یعنی اپسیلونی هم به ذهنم خطور نمیکرد که آخه بچه ! شاید تو نمی فهمی و اینا راست میگن،ظاهرا اون موقع درجه اعتماد به نفسم بالا بوده!)

البته بنده در دوران طفولیت از این دست پرسشهای فیلسوفانه ،زیاد تو مغزم پرورش میدادم . بازیادمه 7 – 8 ساله بودم که کتاب داستان راستان شهید مطهری تو خونه دم دست بود که بنده ، مِن باب نمایش در مقابل پدر ومادر، که یعنی بـــــــــــلـــه ! ماهم بلدیم بخونیم( و هرچی سطح فکری کتاب بالاتر، نمایش من باشکوهتر!) وانمود میکردم به مطالعه و فهم عمیق کتاب.

در این اثنا برای اولین بار چشمم خورد به عبارت "پیامبر اکرم (ص)."

حالا یه چند روزی هم در گیری ذهنی جدید پیدا کرده بودم که آخه چرا؟

مگه پیامبر مرد نبوده ، چرا اسم زنونه روش گذاشتن!؟

نمیدونم از غرور بود یا چی که ، معمولا جوابارم زود از بزرگتری نمی پرسیدم فکر میکردم باید حتما خودم یه دلیل براشون پیدا کنم .ولی سر اون قضیه "علی تنها بماند" دیگه هیچ جوره نتونستم هضمش کنم .لاجرم کله شقی رو کنار گذاشتم و به پدر متوسل شدم... .

پی نوشت:

از اونجاییکه این نوشته یه کم طولانیه و ماشاالله کسی حوصله خوندن متن طولانیو نداره و از طرفی نویسنده در فرجه رعب آور فارماکولوژی به سر می بره ؛ فلذا تصمیم بر آن شد که مطلب مذکور قسمت بندی بشه ؛در نتیجه به عدم تطابق عنوان با متن و بی هدف بودن مطلب معترض  نشید.هرچند که الانم به خودی خود، در لایه های عمیق و پنهان متن پیامی نهفته ست که هر موقع پرتقال فروش پیداشد ،اونم پیدا میشه.

كتابهاي اخلاق پزشكي

راستي لينك دريافت كتابي كه جلوتر عرض كردم و دو-سه تا كتاب ديگه رو براتون ميذارم، كه ديگه يه وخ بهونه نيارين كه كتاب نداشتيم:(لينك سايتش رو ميذارم كه از بقيه كتابها و امكانات خيلي خوبش هم بتونيد استفاده كنيد)

۱.پزشك و ملاحظات اخلاقي(جلد ۱و۲)

http://mehr.tums.ac.ir/PubBook.aspx

۲.اخلاق در پژوهش هاي پزشكي

http://mehr.tums.ac.ir/PubBook.aspx

۳.دستنامه اخلاق پزشكي  WMA (نسخه فارسي و انگليسي در ميانه هاي صفحه،سمت راست موجود است)

http://www.wma.net/en/10home/index.html

ان شاء الله كتابهاي خوب ديگري هم معرفي خواهد شد.

و يه توضيح اينكه : آقاي اميني رشته خودشون رو تغيير ندادن و همون پزشكي ميخونن.بنابراين بابت اشتباه تايپي مطلب قبلي عذر ميخوام..

سربلند و شاد باشيد

جلسه سوم كارگروه اخلاق پزشكي

سلام بر دوستان عزيز

ان شاءالله سومين جلسه بحث كارگروه اخلاق پزشكي چهار شنبه ۲۷/۹/۹۲ ساعت ۳ تا ۵ بعد از ظهر در محل دفتر بسيج دانشجويي دانشكده پزشكي برگزار ميشه..اميدوارم جا كم نياد..و خبر خيلي خوب هم اينكه خانم ‹‹معصومه عباسي›› دانشجوي دندان پزشكي و آقاي ‹‹حسن اميني›› دانشجوي دندان پزشكي، برگزيدگان الپياد اخلاق پزشكي كشوري هم حضور خواهند داشت.

جلسه با محوريت فصل اول و دوم جلد دوم كتاب ‹‹پزشك و ملاحظات اخلاقي›› خواهد بود، يعني:

۱.كسب رضايت از بيمار 

۲.آشكار سازي خواهد بود