زبان پارسی پر است از ضرب‌المثل‌های شیرین! لکن مهم‌تر از اینکه آدم بنشیند و ضرب‌المثل حفظ کند، اینست که بلد باشد از کدامش کجا بهره ببرد. باور کنید این خیلی مهم است! من یک شناس دارم که وقتی آشیل هکتور را با شمشیر زد و هکتور زخمی شد؛ گفت “شتر خون خودش را دید” و این یعنی استفاده ناصحیح از ضرب‌المثل. مقصود اینکه قصد کرده‌ام جایگاه استعمال چند ضرب‌المثل را بیان کنم.

۱

“یکی دزدی را گریبان گرفته بود که خروسم را ربوده ای. دزد در حالی که دم خروس از شکاف قبایش پدیدار بود به خدا و ائمه سوگند می‌خورد که خروس ندیده است. مرد گفت: ای مردم، این همه سوگندی که یاد می‌کند چنان نیست که باور نتوان کرد، اما سخت حیرانم «سوگند حضرت عباس (ع) را باور کنم یا دم خروس را؟»”

رییس جمهور گفت دولت را با خزانه خالی تحویل گرفته… پیش‌تر هم در دانشگاه تهران به این موضوع اشاره کرده بود؛ دیگر نکته‌اش هم این بود که انبارهای کشور از کالاهای اساسی خالی بوده…

“من با اولین مشکلی که مواجه شدم شرایط کالاهای اساسی در کشور بود. اولین گزارشی که از وزارت صنعت، معدن تجارت گرفتم این بود که وضع کالاهای اساسی در کشور چگونه است؟ با گزارشی که داده شد بسیار نگران شدم. برخلاف آنچه در ذهنم بود و فکر می‌کردم تا ۳-۴ ماه انبارها پر است، گزارشی به دستم رسید در همان روز سوم و چهارم بعد از انتخابات (قبل از تحلیف و تنفیذ) که نشان می‌داد کشور از لحاظ کالاهای اساسی و از جمله گندم دچار مشکل است. (گزارش تلویزیونی صد روزه)”

این حرفش که تمام شد؛ یکهو لبخند زد! لبخند برخاسته از غرور پیروزی؛ “امروز الحمدلله در همه کالاهای اساسی انبارهایمان پر است و مشکل نداریم. برای آینده دور هم خرید انجام شده است.” حالا لابد باید کف و سوت بزنیم برای این مدیریت بحران و … انبار خالی را صد روزه پر کرده‌اند؛ مرحبا باریک الله احسنت…

حرفم اینجاست که آدم حتی اگر منطقدان هم نباشد و حقوقدان باشد؛ حداقلی از منطق لازمه زندگیش است… به گمانم منطق حکم می‌کند خزانه خالی با پر کردن فوری انبارها از کالاهای اساسی، جور در نمی‌آید…!!

 یعنی اگر خزانه دولت خالی نبوده که چرا آنقدر تهی بودنش را در بوق و کرنا کرده‌اید و اگر خالی بوده؛ انبارها را از کدام جیب پر کرده‌اید!؟

حال بماند که میان سفارش و تحویل کالایی به مانند گندم؛ لااقل شش ماهی زمان لازم است…

اصلاً شاید آدم انصافدان باشد خیلی بهتر است تا حقوقدانی…

 2

“شاعری پیش امیر دزدان رفت و ثنایی بر او بگفت. فرمود تا جامه ازو برکنند و از ده بدر کنند. مسکین برهنه به سرما همی رفت. سگان در قفای وی افتادند. خواست تا سنگی بر دارد و سگان را دفع کند، در زمین یخ گرفته بود، عاجز شد، گفت : این چه حرامزاده مردمانند، «سگ را گشاده‌اند و سنگ را بسته.» (گلستان سعدی)”

سوای از علی و فاضل لاریجانی و کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، شاکی خصوصی رئیس جمهور سابق فردی به نام “یعقوب خلیل نژاد” است که نام وی در احضاریه ارسالی به پاستور، در کنار نام رئیس مجلس قرار دارد!!شکایت خلیل نژاد البته هیچ ارتباط و تشابهی با موضوع شکایت مجلسی‌ها ندارد و ظاهراً او به دلیل  به‌ کار بردن برخی الفاظ و تعابیر توسط احمدی نژاد در یک سخنرانی عمومی شکایت کرده است. رئیس جمهور در سفر استانی به کاشان شرط ارتقای یکی از شهرها به شهرستان در تقسیمات جغرافیایی را “افزایش جمعیت” آن منطقه عنوان کرده بود.

 شاکی دیگر احمدی نژاد یک شهروند تهرانی به نام “خسرو شاهین” است که خود را از جانبازان دفاع مقدس معرفی کرده و از رئیس جمهور سابق به دلیل بالا بودن تلفات جاده‌ای در کشور به دستگاه قضایی شکایت کرده است. او که تصریح کرده شخصاً از حوادث جاده‌ای خسارتی ندیده‌ اما در عین حال از اینکه میزان تلفات جاده‌ای کشور بسیار بیشتر از کشته‌هایی است که جنگ تحمیلی ۸ ساله بر جای گذاشته، عارض شده است. دیگر شاکی رئیس جمهور سابق شخصی به نام “قبّه” است که البته از دلیل شکایت وی اطلاعی کسب نشد اما بر اساس اطلاعات واصله، او نیز از شهروندان عادی است.

فی الحال بر روی نفس رسیدگی به شکایات از مسئولین رده بالا، چه در زمان تصدی امور و چه بعد از آن بحث نمی‌کنم که فرصتی جداگانه می‌طلبد.

البته مقایسه سرعت رسیدگی قوه قضائیه به شکایات مختلف ریز و بزرگ در مقابل با سرعت رسیدگی به شکایت از رییس جمهور سابق قابل تأمل است… لکن نکته ظریف ضرب‌المثل اینجاست که:

 

والسلام!!

 

نوشته شده توسط حسین کریمی / http://www.yaran.info/?p=1245